این روزا هر کاری میخوام انجام بدم آخرش میرسم به
" عبارت " حوصله ندارم، بیخیال
چندروز پیش رفتیم با دوستام بیرون
دو روز پشت سر هم
ولیعصر گردی، تئاتر شهر
خیلی خوب بود
مخصوصا ک هوا بارونی بود
البته اگه سانسور کنی بعضی دوتاییارو
دلمم نمیاد بگم رعد و برق بزنه خشک بشید ک دوتایی میاید بیرون
:) اون وقت من باید با دوستام برم همش
خب حالا، بگذریم
یذره خریداری کردیم، شیطنت کردیم، خندیدیم
عاشق این کودک درونمم، آدم بشو نیست ک نیس
خیلیم خوبه، دوسش دارم
نمیدونم حالا چرا انقد حوصله ندارم
شیطونه میگه بپیچون دانشگاهو بشین سرجات
بعضی وقتا حس میکنی انگار میخوای بری تو کما چند روز
تا یذره حال و هوای بیحوصلگیهات و درگیریات تموم بشه
.........بعضی وقتا دلت دوس داره
بگذریم، غلط کرده دلم
.
.
.
این روزا هوا هم حوصله نداره انگاری
یهو سرد میشه
یهو گرم
الان خودمم حس میکنم نمیدونم چی نوشتم
..انگار فقط نوشتم
" خدایا شکرت"
برچسب:
نویسنده: میلاد رحمانی