ته تنهایی یعنی خودتی و خودت
یعنی ی آدمای مزخرفی رو از زندگیت از دلت از فکرت انداختی بیرون
ته تنهایی یعنی وقتی هوس قدم زدن میکنی
شال و کلاه میکنی میری قدم میزنی برای خودت
ته تنهایی یعنی خودت با خودت درد و دل میکنی
..و میخندی و گریه میکنی
یعنی خودت با خودت آشتی میکنی
..خودت با خودت هِی بهم میزنی
خودت میگی و هِی خودت میشنوی
انگار با خودت و دلت لج کردی
..دلت خیلی از دست دنیا پُره
..ته تنهایی همینجاست ک میگن
.
.
.
..انگار شکستن بغض های من فقط کار این باران هاست
خدایا به باران بگو نبارد
برای شکستن این بغض ها دل می خواهم
،نه دل گریه کردن دارم
..نه دستی که اشک هایم را پاک کند
،
..خدایا باش ک این روزا بدجور محتاجتم
"شکرت"
برچسب:
نویسنده: میلاد رحمانی