
ته تنهایی یعنی خودتی و خودت یعنی ی آدمای مزخرفی رو از زندگیت از دلت از فکرت انداختی بیرون ته تنهایی یعنی وقتی هوس قدم زدن میکنیxa0 شال و کلاه میکنی میری قدم میزنی برای خودت ته تنهایی یعنی خودت با خودت درد و دل میکنی ..و میخندی و گریه میکنی یعنی خودت با خودت آشتی میکنی ..خودت با خودت هِی بهم میزنی خودت میگی و هِی خودت میشنوی انگار با خودت و دلت لج کردی ..دلت خیلی از دست دنیا پُره ..ته تنهایی همینجاست ک میگن . . . xa0 ..انگار شکستن بغض های من فقط کار این باران هاست خدایا به باران بگو نبارد برای شک...
ادامه مطلب
..پاییز میگن فصلِ عاشقایی ..میگن فصلِ غمی همه عاشق بارونا و برگای رنگارنگت هستن ولی میدونی چیه به نظر من برای هر آدمی یه معنی خاصی داری معنی خاصِ مطابق با احساساتشون با خاطراتشون با تنهاییاشون با عاشقانه هاشون با خنده هاشون ...با گریه هاشون و مفهوم تو برای من فصلِ پر از عاشقانه هاست پر از برگای رنگارنگ قرمز و زرد و نارنجی مثل زمانی که دارم تویِ خیابون قدم میزنم و خاطراتمو مرور میکنم و یکی از اون برگای رنگیت درست میفته جلویِ پام ..همزمان با اون خاطرهِ خاص انگار اون درخت هم داشته خاطراتشو مرور میک...
ادامه مطلب
این دل هنوزم سر ناسازگاری داره هرچی میخوام باهاش کنار بیام قبول نمیکنه با خودم میگم ناسلامتی دلِ فهمو شعور داشت، عقل داشت و منطق ..از این یجوری شدناش دست برمیداشت فعلا که این روزا داره میتازونه بر منِ تنها معلوم نیست چشه ..هی دیدی بعضی وقتا آدم کلی حرف داره برای گفتن اما تا میخواد بگه حرفاشو نمیشه، نمیدونم چرا یهو اینجوری میشه یهو میگه بیخیال، ولش کن دنبال یه چیزی میگرده که آروم بشه ..اما نمیدونه چطوری باید بدست بیاره، نمیدونه چیکار کنه این روزا و لحظه ها با خودم سر جنگ برداشتم ،خودمو تنبیه میکن...
ادامه مطلب
،دلم کمی خواب می خواهد ..خوابی از جنس آرامش که چشمامو ببندم و غرق بشم تو رویاهای شیرین که همه چی رنگی باشه، قشنگ باشه، زیبا باشه شاید بشه با کمی رویای رنگی یه نیرویی گرفت شاید بشه خلسه اون رویای قشنگ برای یه مدتی ..رنگ زندگیتو عوض کنه و بهت انرژی بده ..آخ که اگه میشد ..دلم پره..دلم نوشتن میخواد . . . ،باید از خدا متشکر باشم ،بخاطر دوست مهربون یازده سالم که این روزا بیشتر هوامو داره ،بیشتر از هرکسی درکم میکنه و مرهم شده ..خدایا شکرت بخاطر بودنش xa0...
ادامه مطلب