هرچی میخوام باهاش کنار بیام قبول نمیکنه
با خودم میگم ناسلامتی دلِ
فهمو شعور داشت، عقل داشت و منطق
..از این یجوری شدناش دست برمیداشت
فعلا که این روزا داره میتازونه بر منِ تنها
معلوم نیست چشه
..هی
دیدی بعضی وقتا آدم کلی حرف داره برای گفتن
اما تا میخواد بگه حرفاشو
نمیشه، نمیدونم چرا یهو اینجوری میشه
یهو میگه بیخیال، ولش کن
دنبال یه چیزی میگرده که آروم بشه
..اما نمیدونه چطوری باید بدست بیاره، نمیدونه چیکار کنه
این روزا و لحظه ها با خودم سر جنگ برداشتم
،خودمو تنبیه میکنم، تشویق میکنم
،با خودم گریه میکنم، حرف میزنم
،با خودم میخندم
گاهی خنده هام توش یه عالمه گریه پنهونه
که اگه اجازه بدم به چشمام می باره و می باره
........و
.
.
.
کاش خدا میومد پیشم
منو بغل میگرفت، اونوقت با خیال راحت گریه میکردم
گلایه میکردم، هق میزدمو میگفتم از همه چی
کاش خدا میومد دست نوازششو میکشید روی سرم
..کاش میومد و آرومم میکرد
،میدونم هستی خدا، همیشه بودی
..اما من یجور دیگه میخوامت این روزا
..بیشتر از هر زمان
..دستمو بگیر
من نوشته ها...
ما را در سایت من نوشته ها دنبال میکنید
برچسب: من با خودم قهرم,من با خودم خوشم,من با خودم,من با خودم درگیرم,من با خودم قرار ملاقات دارم,من با خودم حرف میزنم,من با خودم خوشبختم,من با خودم مشکل دارم,من با خودم لج,من با خودم حرف ميزنم,
نویسنده:
بازدید: 16