من نوشته ها

متن مرتبط با «حال این روزهای من خوب نیست» در سایت من نوشته ها نوشته شده است

امان از این شبها..

  • نیلوبلاگ

    شبها سیاه تر و ساکت تر و طولانی تر از همیشه ست ..نمیدونم چرا ،دلم گرفته تر از همیشه ست بی حوصلگیم بیشتر خودم ؛ گم شدم انگار توی حجم انبوه دل گرفتنای این روزا گاهی میرم بیرون دیدن آدما روزای آدمارو میبینم، برای هر کدومشون تو ذهنم یه قصه میسازم ،شبها آخ که عاشق شبم ..سیاه و ساکت و سر به زیر و آروم بیشتر وقتا که دلم میگیره شبا میرم بیرون ...گاهی تنها، گاهیم گاهی همین خیابون ولیعصر برام مثل یه شهر بزرگ میشه بعضی وقتا میخوام تموم نشه قدم زدنام گاهی بین جمعیت انبوه انقد توی فکرم که از دور و برم بی خبر...

    ادامه مطلب
  • حال این روزها..

  • نیلوبلاگ

    این روزا هر کاری میخوام انجام بدم آخرش میرسم بهxa0 عبارت " حوصله ندارم، بیخیال " چندروز پیش رفتیم با دوستام بیرونxa0 دو روز پشت سر همxa0 ولیعصر گردی، تئاتر شهر خیلی خوب بود مخصوصا ک هوا بارونی بود البته اگه سانسور کنی بعضی دوتاییارو دلمم نمیاد بگم رعد و برق بزنه خشک بشید ک دوتایی میاید بیرون :) اون وقت من باید با دوستام برم همش خب حالا، بگذریم یذره خرید کردیم، شیطنت کردیم، خندیدیم عاشق این کودک درونمم، آدم بشو نیست ک نیس خیلیم خوبه، دوسش دارم نمیدونم حالا چرا انقد حوصله ندارم شیطونه میگه بپیچون ...

    ادامه مطلب
  • حال دلم

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم اسمش چیه؛ ..فقط میدونم گاهی وقتا بعضی لحظه ها یهو دل آدم یجوری میشه ..تعداد این یجوری شدن داره زیاد میشه برای من ،خوبه که وبلاگ هست ..خوبه که شده همدم این روزام خوبه که جای قلم تو دستمو گرفته و هر وقت دلم یجوری میشه میام سراغش شبیه یه دوست ساکت میمونه که ..میتونی راحت توش حرفاتو بگی ..امروز و درست این لحظه باز دلم یجوریه کاش دلمم دکتر داشت که هروقت اینجوری میشد میرفتم سراغ دکتر مخصوص خودش تا خوبم کنه ..ولی خب . . . امشب میرم عروسی دوست جونیم ..امیدوارم همه دوتاییا خوشبخت بشن "خدایا شکرت"...

    ادامه مطلب
  • من با خودم

  • نیلوبلاگ

    این دل هنوزم سر ناسازگاری داره هرچی میخوام باهاش کنار بیام قبول نمیکنه با خودم میگم ناسلامتی دلِ فهمو شعور داشت، عقل داشت و منطق ..از این یجوری شدناش دست برمیداشت فعلا که این روزا داره میتازونه بر منِ تنها معلوم نیست چشه ..هی دیدی بعضی وقتا آدم کلی حرف داره برای گفتن اما تا میخواد بگه حرفاشو نمیشه، نمیدونم چرا یهو اینجوری میشه یهو میگه بیخیال، ولش کن دنبال یه چیزی میگرده که آروم بشه ..اما نمیدونه چطوری باید بدست بیاره، نمیدونه چیکار کنه این روزا و لحظه ها با خودم سر جنگ برداشتم ،خودمو تنبیه میکن...

    ادامه مطلب